بی انکه بتوانیم و بدانیم ، می گذرد

تلخ و بیرحم و پرخاطره ...

و کمرنگ می شوند عهدهای کهنه

و محکم می شوند بندهای تازه

عجب کابوس غریبی ست زندگی ...

/ 267 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بی نشان

نعمت فقر ... الهی مرا نعمت فقر ده ؛ نعمت بی نیازی؛ آنگونه که حاجتی به غیر تو مرا نباشد؛ آنگوکه جزء تو بر غیری امید نداشته باشم؛ آنگونه که جزء تو را نخواهم و جزء تو را نبینم؛ فقری که حاجتی بر دری نبرم و دل بر کسی غیر تو نبدم ؛ مرا فقری ده رها از هرچه ذهن را به غیر تو مشغول میسازد؛ الهی مرا سرشار از عشق خود کن ؛ دل را ماهی ای لغزنده کن که اسیر دست هیچ صیادی نشود و به دام هیچ ماهیگیری اسیر نگردد ؛ ماهی ای آزاد در اقیانوس رحمتت؛ رها از غیر و مستغرق در تو؛ الهی مرا بدین عشق زنده کن، بدین عشق نگهدار و بر این عشق بمیران ... یا الله ای خدایی که معبودی نیست جزء تو

tala

در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند... ... که با این درد اگر در بند در مانند در مانند...

سلام اقا سعید من که تو این مدت که نبودین هروقت فرصت کردم رادیو گوش دادم تا شاید مصاحبه هاتون رو بشنوم اما نبودید [گریه] امیدوارم حداقل اولین برنامه تون رو وقتی برگشتید بشنوم و امیدوارم برای همه اونایی که یادتون بودن دعا کرده باشین

دوستدار شما

سلام آقا سعید دوست داشتنی.[لبخند] خیلی زیاد شمارو دوست دارم. اما نه مثل بقیه طرفداراتون.خیلی بیشتر از اونا.چون آدم خاصی هستید.چون کارای خاصی میکنید و آدم خلاقی هستید.انشالا رادیو اینترنتی به زودی مشکلش حل بشه.برات آرزوی موفقیت در امتحانات و کار و زندگی را از خداوند متعال خواستارم. شاد و سلامت باشی عزیزم.

MARYAM

با توام ای لنگر تسکین! ای تکان‌های دل! ای آرامش ساحل! با توام ای نور! ای منشور! ای تمام طیف‌های آفتابی! ای کبود ِ ارغوانی! ای بنفشابی! با توام ای شور، ای دلشوره‌ی شیرین! با توام ای شادی غمگین‌! با توام ای غم! غم مبهم! ای نمی‌دانم! هر چه هستی باش! اما کاش... نه، جز اینم آرزویی نیست: هر چه هستی باش! اما باش!

سلام سعید خان مهربان و دوست داشتنی. من خیلی خیلی صدای شما رو میپسندم و از گوش کردن به اون لذت میبرم. انشالا همیشه در کار و تحصیل موفق و موید باشید. از صمیم قلب شما رو دوست دارم و شیفته شخصیت خاص شما هستم.براتون بهترینهارو دعا میکنم. موفقیت تو باعث خوشحالی من هم هست[لبخند]

نگین

تلخ می گذرد هنگامی که حقیقت را مزه مزه می کنی و شیرین است هنگامی که رویا می بافی ... به هر حال بی رحم است زمانه و زودگذر است زمان و سناریوی زندگی را هرجور بخوانی همانطور برایت بازی میکنند گاهی جمله ای خبری را سوالی می خوانی گاهی تو با زندگی غریبگی می کنی گاهی با تعجب وزندگی پیش می رود با لحن خوانش ما از روی دستان نویسنده گاهی زندگی پشت سرت صفحه رو به رویت مانع می گذارد... ولی به هر حال بی رحم است زمانه آن هنگام که به تو رو می کند خوبی های دیگران را به تو می بخشد و آن زمان که پشت می کند خوبی های تو را هم از تو می گیرد. و کم کم بی رنگ می شود بی رنگ می شود عهدهای کهنه...